چپ در آینه نقد؛ آسیب شناسی یک جنبش. برنامه حریق
گفتگوی پیروز زورچنگ با ناصر مهاجر
در ادامه مجموعه برنامههای «چپ در آینه نقد؛ آسیبشناسی یک جنبش»، این بار میخواهیم پرسش را یک گام دیگر جلوتر ببریم. اگر در گفتوگوهای پیشین بیشتر درباره گذشته، تجربهها و کاستیهای جنبش چپ سخن گفتیم، اکنون موضوع اصلی ما آینده است؛ آیندهای که بدون پاسخ دادن به مسئله پراکندگی نیروهای چپ ، هم متشکل هم مستقل، نمیتوان درباره آن بهطور جدی اندیشید.
چپ ایران، با همه فراز و نشیبهای تاریخی خود، هنوز از سرمایهای مهم برخوردار است: دههها تجربه سیاسی و اجتماعی، حضور نسلهای مختلف فعالان، اندیشه و نیروی انسانی و نیز پیوند دیرینه با خواستههایی چون عدالت اجتماعی، آزادی، برابری و دفاع از حقوق فرودستان و تلاش برای شناخت و همراهی با جنبشهای مختلف مردمی. با این همه، این مجموعه ظرفیتها تاکنون نتوانسته است به شکلگیری یک نیروی سیاسی و اجتماعی منسجم، اثرگذار و قابل اعتماد در عرصه عمومی منجر شود.
چرا چنین است؟
البته نمیتوان نقش شرایط بیرونی را نادیده گرفت. سرکوبهای سیاسی، محدودیتهای شدید، مهاجرت و تبعید گسترده و دشواری فعالیت سازمانیافته و همچنین شرایط بین المللی چپ، بیتردید در تضعیف و پراکندگی نیروهای چپ نقش داشتهاند. اما آیا برای توضیح وضعیت امروز، همین عوامل کافیاند؟ یا باید بخشی از پاسخ را در درون خود چپ نیز جستوجو کرد؟
اختلافات فکری و سیاسی تا چه اندازه طبیعی و سازنده بوده اند و از کجا به مانعی برای همکاری تبدیل شدهاند؟ تجربههای تلخ گذشته، بیاعتمادیهای انباشته، فرهنگ تشکیلاتی، مرزبندیهای سختگیرانه و گاه نگاههای فرقهای ، سکتاریسم ، چه نقشی در استمرار این پراکندگی داشتهاند؟ و مهمتر از همه، آیا چپ توانسته است با مفهوم «تکثر» بهگونهای برخورد کند که اختلاف نظر به مانع همکاری تبدیل نشود؟
آیا راه برونرفت، الزاماً تشکیل یک سازمان واحد و رسیدن به وحدت تشکیلاتی است؟ یا میتوان پذیرفت که نیروهای چپ دارای گرایشها، تحلیلها و سنتهای متفاوت باشند، اما در عین حال بر سر اصولی مشترک، مطالباتی مشخص و عرصههایی معین از مبارزه اجتماعی و سیاسی، به همکاری و کنش مشترک برسند؟
به بیان دیگر، پرسش امروز فقط این نیست که چرا چپ پراکنده است؛ پرسش این است که آیا میتوان از دل همین پراکندگی، شکلی تازه از همکاری و همگرایی را پدید آورد؟
برگرفته از: تلویزیون برابری
Aug 25, 2026
