مجموعه مقاله: در ایران چه می‌گذرد محمدرضا نیکفر

آنچه در این مجموعه می‌خوانید مقاله‌هایی هستند نوشته شده در گرماگرم جنبش «زن، زندگی، آزادی». به آنها پیوسته شده‌اند نوشته‌های دیگری که هر یک به نوعی با عنوان «در ایران چه می‌گذرد» می‌خوانند. تحلیل رخدادهای جاری، همواره با این ریسک همراه است که سویه‌هایی از آنها دیده نشوند و بر سویه‌ها و گرایش‌هایی تأکیدی نامتناسب با واقعیت صورت گیرد. اما از سوی دیگر، این همراهیِ تأمل‌ورزانه است که درک بخشی از سویه‌ها و گرایش‌ها را ممکن می‌کند و زمینه را هموار می‌سازد برای درک نادیده‌ها یا چیزهایی که به درستی دیده نشده‌اند. برخی مقاله‌ها به یک موضوع روز مربوط بودند؛ به این خاطر می‌توانستند در این مجموعه نباشند. اما از آنجایی که کل‌ نوشته‌ها همچون شهادت و گزارش درباره‌ی یک دوره است، گنجاندن آنها در مجموعه را بی‌فایده ندانستم. کتاب را به چهار بخش تقسیم کرده‌ام. در آغاز هر بخش آورده‌ام که موضوع از چه قرار است. من نوشته‌های گردآمده در این مجموعه را برای درآوردن‌شان در قالب کتاب موجود، بازخوانی کردم. تغییرهای اندکی که دادم از جنس ویرایش زبانی هستند.

نفس بازخوانی برای خود من به عنوان نویسنده آموزنده بود. تأمل انتقادی بر نوشته‌های خود را از روش هرمنوتیک عینی (Objective hermenutics) آموخته‌ام که طبق آن باید توجه ویژه‌ای کرد به نانوشته‌ها. این شیوه را این گونه می‌توان به شکلی مختصر بیان کرد: هر نوشته یا هر واحد سازنده‌ی آن را به عنوان یک سکانس در نظر می‌گیریم، سکانس در همان مفهومی که در سینما به کار می‌برند. در هر سکانس چیزهایی را می‌بینیم، اما این هم هست که چیزهایی را نمی‌بینیم. هر نوشته یا هر بخشی از نوشته چیزهایی را می‌بیند، و در مقابل چیزهای دیگری را که در رابطه با موضوعش قرار دادند، نمی‌بیند. چه چیزهایی‌اند آنها؟ چرا آنها را نمی‌بیند؟ چه باعث شده که نبیند؟ و چرا در بخش بعدی یا نوشته بعدی، سکانس عوض می‌شود؟ این کار با چه توجیهی صورت گرفته است؟ آیا علت تغییر سکانس به روشنی بیان و موجه شده است؟ من هنگام نوشتن این مقاله‌ها هربار که مقاله‌ی تازه‌ای را آغاز کردم، به مقاله‌های پیشین هم با نگاه انتقادی مبتنی بر تحلیل سکانس (Sequence analysis) نگریستم تا بتوانم از موضع ناظر به موضعِ ناظرِ ناظر فراروم و به کنترل خود پردازم. با این شیوه هم موفقیت تضمین‌شده‌ای در کنترل خود وجود ندارد، اما راهی است که باید رفت و لازم است آن را به صورت درگیری مداوم ادامه داد، درگیری هم با خود پدیده هم با نگاهی که به آن داریم. در بازخوانی مقاله‌های مجموعه این باور در من تقویت شد که موضوع را درست‌تر دیده‌ام هرگاه به آن نگریسته‌ام نه با مفهوم‌ها و گزاره‌های نظری حاضر و آماده، بلکه با رویکرد رسیدن به نظریه با کاوش واقعیت (به اصطلاح با رویکرد Grounded theory). دیدن جنبش همچون رخداد، چیزهایی را به ما می‌آموزد که با تلاش محض برای برگرداندن آن به مجموعه‌ای از علت‌ها و عامل‌ها دیدنی و درک کردنی نیستند.
برای خواندن متن کامل این نوشته، کلیک کنید:

برگرفته از: زمانه

۲۷ بهمن ۱۴۰۴

Noghteh.org © 1998-2025. All rights reserved. Web design: Homayoun Makoui